أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
28
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
غذا دهنده بسيار از حيوانات را و مو غذا نمىدهد چيزى را از آنها يا نزديك است اينكه غذا دهد مادر از جمله حيوانات را چنانچه تحقيق گمان كردند ازينكه خفاشها هضم مىنمايد آن را و روان مىسازد در اعضا ليكن ما وقتى كه بگيريم دو قدر برابر از مو و استخوان در وزن پس تقطير نمائيم آن هر دو را در قرع و انبيق روان شود از استخوان آب و روغن بسيار و باقى ماند از آن ثقل كم پس استخوان اين وقت ترتر است از مو و پس از استخوان در يبوست غضروف است پس رباط پس غشاء پس شرائين پس آورده پس عصب حركت پس دل پس عصب حس پس تحقيق كه عصب حركت سردتر و خشكتر يك جا بسيار است از معتدل و عصب حس سردتر است و نيست خشكتر بسيار از معتدل بلكه قريبست اينكه باشد نزديك از ان و نيست بسيار دور از ان در سردى پستر جلد - فصل سوم در مزاجهاى سنها و جنسها سنها چهاراند در جمله يكى سن نمو است و ناميده مىشود سن حداثت و آن نزديك است از سى سال پستر سن وقوف است و ان سن شباب است و آن نزديك است قريب از سى و پنج سال يا چهل پستر سن انحطاط است يا باقى ماندن از قوت و آن سن دو مويان است و آن بسوى قريب از شصت سال است پستر سن انحطاط است با ظهور ضعف در قوت و آن سن شيوخ است تا آخر عمر ليكن سن حداثت منقسم مىشود بسوى طفوليت و آن اينست كه باشد مولود هنوز غير مستعد الاعضاء براى حركات و جنبش نمودن و بسوى سن صبا و آن پس نهوضتست و پيش از شدت و سختى اعضاى و آن اينست كه نباشد دندانها تحقيق استيفائى كرده باشد افتادگى و روئيدگى را پستر ترعرغ است و ان پس از سختى و روئيدگى و ندانست پيش از بلوغ پستر سن غلاميه و رهاق است تا اينكه سبز شود رو پستر سن جوانيست تا اينكه توقف كند نمو و صبيان اعنى از طفوليت تا حداثت مزاج آنها در گرمى مانند معتدل است و در رطوبت مانند زائد است پستر در ميان اطباى پيشين اختلاف است در گرمى كودك و جوان پس بعض آنها مىدانند اينكه گرمى كودك سخت است و براى همين باليده مىشود بسيار و مىباشد افعال طبعى آن از اشتها و هضم بسيار و هميشه و براى اينكه حرارت غريزيه كه حاصل شده در آنها از منى بسيار جمع و نوپيداست و بعض آنها مىدانند اينكه حرارت غريزى در جوان قوى بسيار است براى اينكه خون آنها بسيار و استوارست و براى همين مىرسد آنها را رعاف بسيار و سخت و براى اينكه مزاج آنها بسوى صفرا مائلتر است و مزاج كودكان بسوى بلغم مائل تر است و براى اينكه جوانان قوىتريناند از روى حركات و حركت بگرمى است و آنها قوىتراند از روى نفوذ غذا و هضم آن بگرمى است و اما شهوت پس نمىباشد بگرمى بلكه بسردى و براى همين پيدا شدن شهوت كلبى در اكثر امر از سردى است و دليل بر آنكه بهدرستى كه جوانان سختتر اند از روى هضم كردن غذا آنست كه نمىرسد آنها را از تهوع و قى و تخمه چنانچه عارض مىشود مر كودكان را براى بدى هضم آنها و دليل بر آنكه بهدرستى كه مزاج آنها مائلتر بسوى صفراست اينكه امراض آنها گرم است اكثر آنها مانند تپ غب و قى آنها صفراويست و اما اكثر امراض كودكان پس بهدرستى كه آنها تر و سرد است و تپهاى آنها بلغمى است و بسيار چيزى كه مىاندازند آن را به قى بلغم است و اما باليدگى در كودكان پس نيست از قوت گرمى آنها و ليكن زيادت رطوبت آنهاست و نيز بهدرستى كه اشتهاى آنها دلالت مىكند بر كمى گرمى آنها اين مذهب دو گرده است و دليلهاى آنها و اما جالينوس پس اعراض مىكند بر هر دو گروه همه آنها و مىداند اينكه گرمى در ان هر دو برابر است در اصل ليكن گرمى كودكان زياده است از روى مقدار و كم است از روى كيفيت اى حدت و گرمى جوان كمتر است از روى مقدار و زائد است از روى كيفيت اى حدت و بيان اين بر چيزى كه مىگويد جالينوس پس آن اينست كه توهم كرده شود اينكه گرمى واحد بعينها در مقدار و جسمى لطيف گرم يكسان در كيف و كم پراكنده شود يكباره در جسم تر بسيار مانند آب و پراكنده شود ديگربار در جسم خشك اندك مانند سنگ و وقتى كه باشد همچنين پس بهدرستى كه ما مىيابيم درين هنگام گرم آبى زايد از روى كميت و نرمتر از روى كيفيت و گرم سنگى را كمتر از روى كميت و نيز تر از روى كيفيت و بر اين پس قياس كن بودن كرم در كودكان و جوانان پس بهدرستى كه كودكان پيدا نشدهاند